[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

ده مطلب گذشته

لینک های دوستان
نقد نو
یاردبستانی
وب نوشت ابطحی
انتخاب
خبرگزاری ایرنا
گویا نیوز
نیوز 82
ناگفته های دل
فرید مدرسی
مسیح علی نژاد
مسعود بهنود
حامد متقی
مجتبی بیات
مسعود رهبری
ساسان آقایی
امید معماریان
حنیف مزروعی
خاطره وطن خواه
نیک آهنگ کوثر
سهام الدین فراهانی
عباس عبدی
جمیله کدیور
عطاالله مهاجرانی
یادداشت های پراکنده
محمد جواد ستاری
آرین
نمکزار
خاطراتی از امام صدر
محسن بیات زنجانی
محمد حسن سلیمانی

آمار
بازدید امروز : 72
بازدید دیروز : 90 ‍
بازدید این ماه : 72
بازدید امسال : 18816
بازدید کل : 34657
تعداد پست ها : 65
تعداد لینک های لینکستان : 30
تعداد نظر سنجی های وبلاگ : 0



mowj.ir








انتظار
جمعه 25 مرداد 1387
و عمری است که در بیابان دنیا، همچون آفتابگردانی که رو به سوی خورشید خورشید است، در انتظار بارانی هستیم که از ابرهای حقیقت حق بر چشمان خسته ومنتظرمان ببارد. ولی چه سود که چشمانمان به در ماند و هنوز...
 
 
 
 
 
 
انتظار را عبادت می دانند. اما چرا انتظار؟ انتظار چه کسی؟ و  کدام انتظار؟!
 
چرا  انتظار؟
انسانی را نمی توان یافت که برای خود ایده آلی نداشته باشد چرا که همه انسانها کمال و سعادت را می خواهند و برای رسیدن به آن از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند. در همین حال  انسانها در نوع کمال و سعادت خود تفاوتهای بنیادین با یکدیگر دارند چرا که خداوند قدرت تفکر و تعقل را به انسانها عطا نمود تا بتواند ایده آل های خود را ترسیم کنند.  هرکس به میزانی که این قدرت تفکر وتعقل را در وجودش پرورانده می تواند ایده آل ها را ترسیم کند. اما چون انسان ها در ظرف زمان و مکان هستند برای رسیدن به ایده آل هایی که برای خود، با استفاده از قدرت تفکر و تعقل ترسیم نموده اند، می بایست طعم انتظار را بچشند.  زمانی  که انسانی بخواهد به نقطه ای برسد که تا کنون در آن نبوده است می بایست ظرفیت آن نقطه و مکان را در خود ایجاد نماید و انتظار در واقع همان ایجاد ظرفیت برای رسیدن به کمال است.
 
 انتظار چه کسی؟
 مطمئنا انسانها به تنهایی نمی توانند به کمال برسند. چرا که خداوندی که به آنها قدرت تفکر و تعقل عطا نموده است، آن قدرت تفکر و تعقل به شدت محدود  نموده است. مطمئنا به جهت جبران اینچنین محدودیت هایی می بایست به انسانی نزدیک گردد که  اولا مانند تمام انسانهای دیگر باشد ثانیا از هرگونه اشتباهی مصون باشد، ثالثا برگزیده خداوند متعال باشد و رابعا انسانها را به سمت کمال واقعی رهنمون سازد.
 
کدام انتظار؟
انتظار چیزی جز ایجاد ظرفیت برای دریافت حقیقت نیست. مطمئنا زمانی که می خواهیم خود را آماده دریافت حقیقت کنیم می بایست حقیقت را بشناسیم و زمانی که حقیقت را شناختیم هیچ گاه از آن روی برنگردانیم.  زمانی که گروهی از انسانها به سمت حقیقت حرکت کنند مطمئنا با گروه دیگری از انسانها مواجه می شوند که رو به سوی حقیقت ندارند. در نتیجه با یکدیگر برخورد می کنند و این قصه خیر و شر ازابتدای تاریخ بوده است و تا انتهای آن خواهد ماند. حال در این جند دهه اخیر عده ای با در نظر گرفتن این برخورد خیر و شر، سعی در تسریع این برخورد، آن هم از طریق ترویج شرارت دارند. این عده در حقیقت دلیل واقعی انتظار که همان رو به سوی حقیقت بودن است، را فراموش کرده اند و می خواهند به هرچه زودتر به حقیقت برسند بی آنکه ظرفیت لازم را در خود ایجاد نمایند.
 
 
 
مطمئنا در طول تاریخ معنای واقعی انتظار و مرجع واقعی انتظار و راه واقعی انتظار با انحرافات گوناگونی مواجه شده و در آینده نیز با احتمالا با انحرافات بیشتری رو به رو خواهد شد ولی اگر انسانی تمامی این سوالات را به آنچه که پیامبر گرامی اسلام به یادگار گذاشته اند، که همان قرآن و عترت است، عرضه نماید هیچ گاه از رسیدن به حقیقت دور نخواهد شد. 
نوشته شده توسط سید محمد مهدی | نظرات [4] | لینک به این مطلب | RSS

فولادوند و ثثر قرآنی او و یادی که از او نشد
چهارشنبه 16 مرداد 1387

هرچند عادت ندارم هرروز بنویسم اما برخلاف عادت دیرین مسئله بزرگی رخ داد تا مجبور شدم امروز هم بنویسم.

نمی دانم ما انسانها چرا زمانی که شخصیت وارسته ای به دیار باقی میروند شروع میکنیم و در مورد او مینویسیم. اول هم از خودم شروع میکنم امروز دکتر محمد مهدی فولادوند مترجم بزرگ قرآن در عصر ما درگذشت، اما الان آمده ام و در موردش می نویسم. واقعیت من از چند ماه پیش می خواستم پیرامون شخصیت و زندگی این مرد بزرگ بنویسم اما آنقدر درگیر کارهای روزمره شدم که فراموش کردم.

 

 

قرآن واژه ای است که شاید برای برخی از ما  به واژه ای مهجور تبدیل شده است. قرآن آن حبل متین که که یادگار گرانقدر پیامبر در میان ماست و عصری که بیش از گذشته به آن نیاز مندیم، مهجوریت بیشتری را احساس میکند. ما نتها متن این کتاب آسمانی را فراموش کرده ایم بلکه خادمان این کتاب آسمانی را هم به دست فراموشی سپرده ایم.ابتدا اندکی پیارامون ترجمه قرآن کریم و انواع آن مینویسم و سپس خاطره ای را که چند ماه پیش رخ داد را نقل می کنم.

یکی از راه های ابتدایی  ارتباط با قرآن به خصوص برای آن دسته از افراد که تسلط کافی  برروی زبان قرآن ندارند، تامل در ترجمه آن کتاب آسمانی به زبان فرد خواننده(مثلا برای ما ایرانیان فارسی) است. ترجمه نیز بردو نوع است.1- ترجمه تحت الفظی که بیشتر بر جنبه های زبان مبداء(مثلا در مورد ترجمه قرآن روی زبان عربی) تکیه دارد. 2- ترجمه ای است که بیشتر بر جنبه های زبان مقصد تکیه دارد. 

ترجمه قرآن کریم از روزگاران گذشته به زبان فارسی  انجام شده است و تقریبا اکثرا بر جنبه های زبان عربی تیکه زیادی داشته اند چرا که غالبا اصل زبان فارسی متاثر از زبان عربی بوده است. اما در این میان دکتر محمد مهدی فولادوند با تکیه بر زبان فارسی ترجمه ای از قرآن کریم ارائه نمود که در آن اصول زبان معیار فارسی را بیش از پیش مبنای عمل قرار داده است و خود نوعی نقطه عطف در ترجمه قرآن کریم محسوب می شود.

 

اما چند ماه قبل بود که در پای صحبت فرزند یکی از فقهای بزرگ قم نشسته بودیم که فردی خوابی را نقل کرد. آن فرد گفت که خواب دیده است که فرزندان آن فقیه در مراسم تشییع دکتر جعفر شهیدی که اتفاقا در همان ایام فوت کرده بود، شرکت کرده اند.

فرزند آن فقیه اندکی تامل نمود و گفت بگذارید مطلبی را بگویم. چند روز پیش بود خانم من مجله ای را می خواند که اتفاقا در آن مصاحبه ای از دکتر فولادوند و گزارشی از احوال او به چاب رسانده بود. آن مجله نقل کرده بود که دکتر در شرایط خوبی زندگی نمی کند و شاید بصورت فراموش شده ای در گوشه ای افتاده اند. تحقیقات کردیم و مکان زندگی او را پیدا کردیم. رفتیم و دیدیم که دکتر فولادوند در بدترین شرایط زندگی میکنند و تنها در گوشه ای از یک آپارتمان محقر افتاده اند و هیچ کس به محل زندگی او رفت و آمد نمی کند. از او احوال او را پرس و جو کردیم و متوجه شدیم تنها با حقوق ماهیانه 80 هزار تومان  که ازاداره ارشاد تهران به او می رسد، احوال و زندگانی میگذراند. 

اگر ما انسانهای زنده خادمان قرآن را فراموش کرده ایم، گویی مردگان و ارواح آنها بیشتر به یاد آنها هستند. ای کاش توجه بیشتری نسبت به آنچه در اطراف ما میگذرد داشته باشیم.

نوشته شده توسط سید محمد مهدی | نظرات [0] | لینک به این مطلب | RSS

رییس جمهور آینده کیست؟!
سه شنبه 15 مرداد 1387

 با پایان انتخابات مجلس و به قول آقای کروبی مشخص شدن وزن هر گروه و حزب بحث انتخابت ریاست جمهوری بیشتر در محافل و گعده های سیاسی دیده می شود. در اردوگاه اصولگرایان و اصلاح طلبان امروز بیشتر از گذشته صداهای مختلف شنیده می شود. اصولگرایان و اصلاحطبان معمولا به دسته های تندرو و معتدل تقسیم بندی می شوند.

تندروان اصولگرایان را فرقه مصباحیه تشکیل میدهند که از همین الان روی ریاست چمهوری محمود احمدی نژاد حساب ویژه ای باز کرده اند. این گروه بسیار بسیار زود تبلیغات انتخاباتی خود را شروع کرده اند و گویی از همان فردای 3 تیر 1384 خود را برای خرداد 88 آماده می کردند. سفرهای استانی هیئت دولت، صندوق مهر امام رضا و... و اینک طرح تحول اقتصادی همه و همه در راستای تبلیغات دور بعدی ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد محسوب می شود. به عقیده من فعالیتی در دولت نهم انجام نشده است که در آن تبلیغات برای خرداد 88 در نظر گرفته نشده باشد. اما با این همه این گروه بیشترین ترس را از نتیجه انتخابات بعدی دارند. برای اثبات این مدعی می توان به سرمقاله حسین شریعتمداری  که در آن رسما رد صلاحیت سید محمد خاتمی را اعلام کرده بود و یا تهدید جدی شیخ قاسم روان بخش، نماینده ویژه رییس جمهور در استان قم، مبنی بر احضار سید محمد خاتمی به دادگاه ویژه روحانیت در صورت کاندیدا توری در انتخابات ریاست جمهوری اشاره کرد. 

اما معتدلین اصولگرایان مانند روحانیت مبارز و جبهه پیروان امام ور رهبری همراه با معتدلین اصلاح طلبان مانند روحانیون مبارز و کارگزاران در زیر چتر ناطق نوری جمع شده اند تا با وحدت بایکدیگر جبهه نجات ملی تشکیل دهند. در میان کاندیداهای مورد حمایت این  جبهه می توان از عزت الله ضرغامی و حداد عادل در جبهه اصولگرایی و سید محمد خاتمی از جبهه اصلاحطلبی را نام برد که در صورت کاندیداتوری خاتمی احتمالا کاندیدای مورد حمایت این جبهه خواهد بود و در غیر این صورت احتمال گزینه ای مانند علی لاریجانی نیز وجود دارد.

 


 

این درحالی است که در میان تندروان و معتدلین  اصلاحطلبان کاندیدای مشخصی وجود ندارد و بیشتر تمرکز اصلاح طلبان بر روی تدوین استراتژی مشخص معطوف شده است تا علاوه بر انکه گزینه وحدت اصلاح طلبی را تامین کند به اصلاح اصلاح طلبی روی آورد تا برگ برنده بزرگی در مقابل اصولگرایان از جمله محمود احمدی نژاد از آن خود داشته باشد. هرچند در این میان گزینه هایی مانند عبدالله نوری، سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی مطرح می شود.

 


 

اما آنچه نقطه مشترک تمامی گروههااز اصولگرا و اصلاح طلب چه تندرو و چه معتدل   محسوب میشود توجه ویژه ای است که این گروه ها به شرایط حساس کشور دارند و همه این شرایط حساس را ناشی از اشتباهات مکرر دولت نهم و بویژه شخص محمود احمدی نژاد می دانند. این مسئله زمانی جالب تر می شود که حتی خود محمود احمدی نژاد نیز منتقد فعالیت خود می شود و طرح تحول اقتصادی در حقیقت نوعی فرافکنی و به قول معروف ماست مالی برروی فعالیت های خود می باشد.

 

 

 در این میان سوالی که مطرح می شود آیا این گروهها موفق می شوند آرای قسمت خاموش جامعه یعنی کسانی 40 درصد واجدین شرایط انتخابات که در انتخابات های اخیر شرکت نکرده اند را به سوی خود جذب خواهند کرد. کاری که سید محمد خاتمی در 2 خرداد 1376 و محمود احمدی نژاد در 3 تیر 1384 موفق به انجام آن شد.

 

 

  آنچه که مشخص است می بایست به انتظار نشست که آیا طرح های پوپولیستی محمود احمدی نژاد پیروژ می شود یا موش هایی که در دیگ اطلاح طلبان وجود دارد مانند مهدی کروبی و ابراهیم اصغر زاده او را بار دیگر راهی خیابان پاستور می کند و یا اتفاقی تازه رخ می دهد و کشور از وضعیت حاضر با قدرت عبور میکند.

 

 

نوشته شده توسط سید محمد مهدی | نظرات [2] | لینک به این مطلب | RSS

لیست صفحات :: 1

صفحه ی اصلی | آرشیو | بخش های وبلاگ | لینکستان