از امروز بخشی در این وبنوشت با نام "مقالات اسلامی" راه اندازی شده است که علاوه بر مطالب روزانه در مناسبت های خاص به بیان حقایقی از دین مبین اسلام پرداخته شود. در همین راستا در هفت پست به بیان شخصیت امام علی(علیه السلام) و راه و روش زندگی ایشان پرداخته میشود که بیشتر برگرفته از کتابی با عنوان "راه علی(علیه السلام)" نوشته فقیه عالی مقام و حکیم توانا حضرت آیت الله حاج سید رضا صدر است که سعی خواهد شد در آینده به بیان شخصیت ایشان پرداخته شود.
حضرت علی(علیه السلام)، ستاره درخشان بشریت و چراغ رهنمای انسانیت است. هرچه دید بشر بیشتر شود و بینش وی بالاتر رود، درخشندگی حضرت را بهتر میتواند ببنید.
شناخت علی(علیه السلام)، سعادت بشر است. مردم امروز جهان از مسلمان و کافر و مسیحی و یهودی، بهتر از مردم دیروز علی(علیه السلام) را میشناسند. اما بیان مطالب در راه امام علی(علیه السلام) از زبان این حقیر به هیچ وجه نشانه آن نیست که این حقیر توانسته است ایشان را بشناسد و آنچه بیان میشود تنها گامی است در راه و امیدی است به جا، که عاقبت جوینده یابنده گردد.
در این نوشته سعی خواهد شد،راه امام علی (علیه السلام) از هفت زاویه مورد بررسی قرار گیرد که عبارتند از: سودای علی(علیه السلام)، عدل علی(علیه السلام)، جوانمردی، حکومت، عبادت، روش وشهادت.
1-سودای علی(علیه السلام)
سودای علی(علیه السلام)، سودای با خداست کما اینکه قرآن میگوید:
وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ
مفسران میگویند: آیه کریمه در مورد علی(علیه السلام) پسرابوطالب، در لیله المبیت نازل شده است. در آن شب علی(علیه السلام) خود را فدای رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) کرد.
کلمه یشری نشانه است از سودا ومعامله ای که درکار بوده است. سودا بر چهار پایه قرار دارد:خریدار، فروشنده، کالا و بها.در این سودا خریدار خدا بوده است و فروشنده علی(علیه السلام) و کالا جان علی(علیه السلام) وبها خشنودی خدا.
غریزه های بشر وخواسته های وی، در چند چیز محصور است:ثروت و پول، آسایش وراحتی، آبرو و نیک نامی، فرزند، زندگی، حیات. این پنج چیز اصیل ترین خواسته هیا بشری است و خواسته های دیگر بشر در درجه دوم قرار دارد، چون وسیله ای هستند برای رسیدن به این پنج چیز و یا برای نگهداری آنها!
این پنج چیز با هم تفاوت دارند و همه در یک خط نیستند. آنچه که ارزش آن از دیگری کمتر است باید فدای دیگری شود و این هدف باشد و دیگری وسیله. پول وسیله است تا فدای آسایش گردد، فدای فرزند گردد، فدای حیات گردد. کمتر کسی است که پول را آرمان بداند و پول را برای پول بخواهد ولی همه کس حیات را برای خود حیات میخواهد و زندگی را برای زندگی و جان را برای جان دوست می دارد.
در آغاز نیز گفته شد که در سودا، چهارچیز موجود است که اگر یکی از آنها نباشد، سوادایی تحقق نمی یابد:فروشنده، خریدار، کالا، بها. در این سودا که فروشنده فانی می شود پس بها کجا میرود؟ به عبارت دیگر کالا خود فروشنده است و فروشنده خودکالا و یکی از ارکان معامله مفقود میشود و چنین معامله ای درست نیست!
حلا این مشکل چنین است: حیات انسانی محدود به این حیات نیست و مراتب بالاتری و بالاتری دارد. چون حیات به تعبیر ارباب منطق حقیقتی است تشکیکی و دارای درجات که حیات نباتی نخستین مرحله آن است وحیات حیوانی بالاتر است و حیات انسانی بالاتر و بالاتر و هرکدام از این مراحل نیز دارای درجاتی هستد. حیات انسانی محصور به همین حیات زود گذر نیست که اگر محدود به آن باشد با حیات حیوانی تفاوتی ندارد! حیات حیوانی را نمی توان حیات حقیقی دانست. چون حیات وقتی حیات است که همیشه حیات باشد نه آنکه حیات باشد و حیات نباشد! حیات حقیقی آن است که ابدی وهمیشگی باشد. حیات های نامبرده هیچ کدام ابدی نیستند چون فنا میشوند و فنارانمیشود حیات نامید. حیات همراه با بقاست. اگر حیات بقا نداشته باشد سلب شی از نفس میشود و این محال است! حیاتی که همیشه حیات باشد ابدی است و سرمدی است و چنین حیاتی ممکن نیست چون جهان فانی شدنی است و ابدی نیست و نمیتواند جایگاهی برای حی ابدی باشد. حیات این جهان حیات نیاز است، خوراک میخواهد، پوشاک میخواهد و... . اگر خوراک و پوشاک به زنده این جهان نرسد، زنده نمی ماند، کسانی که به دنبال حیات رفته اند اگر مقصودشان این حیات فانی است خطا کرده اند و اگر مقصودشان حیات باقی است که پس از فنای این جان نیز باقی باشند، خطا نکرده اند.(برگرفته از کتاب راه علی(علیه السلام)، تالیف آیت الله سید رضا صدر)
از این سخن دانسته شد که حقیقت حیات ابدی است وزندگانی، زندگانی دایم و همیشگی است. حیات فانی را دادن وحیات باقی را به دست آوردن و این بهترین سوداست!!!!
حضرت علی (علیه السلام) سوداهایی بسیاری با خدا دارد. زندگی ایشان سراسر سودای با خداست.ساعتی از عمر آن حضرت، خالی از مجاهده با نفس وسودای با خدا نبود. ولی سودای علی(علیه السلام) در لیله المبیت از سوداهای دیگر امتیاز دارد چون خود علی(علیه السلام) است و دیگری با اوشریک نیست.
سوداهای علی(علیه السلام) یکی دوتا نیست! جانبازی و فداکاریش در غزوه احد در تاریخ بشر نظیر ندارد! او پیکر خود را در این نبرد سپر رسول خدا قرار داد و مردانه کوشید و نگذاشت که از سوی دشمن به جان پیامبر اکرم آسیبی برسد.
نکته جالبی که در حیات قهرمانی علی(علیه السلام) جلب توجه میکند امتیاز قهرمانیش بر همه قرمانان جنگی جهان و شجاعان روزگار است و این امتیاز منحصر به حضرتش است و بس و نظیر ندارد!
حضرت علی(علیه السلام)، در هیچ کدام از جنگها و نبردهایش مهاجم نبوده و نخستین کس میدان به شمار نمی آمده که به میدان آمده باشد و مبارز طلبیده باشد. حضرت همیشه نفر دوم بوده و برای دفاع در جنگ شرکت میکرده است . در جنگ های بدر و احد و خندق وخیبر، نخست مبارزان کفر به میدان می آمده اند و و از لشکر اسلام هماورد خواستند و علی(علیه السلام) به میدان رفت است.
این صفت در تاریخ جنگاوران جهان ودلیران روزگار نظیر ندارد. آری علی(علیه السلام) جنگو نبود! عاشق کشتار هم نبود! او دردرجه اول انسان بود! مهر بود! رحمت بود و در درجه دوم جنگاور بود و دفاع میکرد و جنگ هایش جنگ های دفاعی بود. این است بزرگی، این است بزرگواری، و این است شرف و فضیلت!!!